محمد طاهای عزیزممحمد طاهای عزیزم، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 1 روز سن داره
زندگی شیرین مازندگی شیرین ما، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه سن داره

محمدطاهای ناز نازی

زندگی شیرین ما امروز 7 سال و7 ماه و 7 روزه شد ♥

زندگی،دیدار گلی خفته در گهواره است زندگی،شوق تبسم به لب خشکیده است زندگی،جرعه آبی است به هنگامه ظهر در بیابانی داغ زندگی،دست نوازش به سر نوزادی است زندگی،بوسه به لبهای گلی است که به شوقت همه شب بیدار است زندگی،شوق وصال یار است زندگی،لحظه دیدار به هنگامه یاس زندگی،تکیه زدن بر یار است زندگی،چشمه جوشان صفا و پاکی است زندگی،موهبت عرضه شده بر من انسان خاکی است زندگی،قطعه سرودی زیباست که چکاوک خواند که به وجدت آرد بر سر شاخه امید و رجا زندگی،راز فرو زندگی خورشید است زندگی،اوج درخشندگی مهتاب است زندگی،شاخه گلی در دست است که ب...
18 اسفند 1393

روزهای پایانی سال 93

سلام به یکی یدونه خودم عزیزترینم روزهای آخر سال 93 هم مثل برق وباد در حال سپری شدنه و کم کم داره جاشو به سال جدید (سال 94 ) میده، هرکسی مشغول کار خودشه ،یکی داره خونه تکونی میکنه و یکی دیگه هم مشغول خریدن لباس عیده تو شهر پر از رفت و آمد و بوی عید وعید گرفتن از گوشه وکنار شهرمون براحتی استشمام میشه امیدوارم برای همه سال جدید سال خوب وپر برکتی باشه وبرای خانواده سه نفره ماهم سال خوبی رقم بخوره ماهم  با وجود پسر دوست داشتنی و خوش زبونی مثل شما که خیلی هم آقایی، داریم به استقبال سال نو میریم و  سال کهنه رو با تمامی خاطراتهای و تلخ وشیرینش باز هم به دست خاطره میسپاریم و دلخوش به آینده و ثبت روزهای شیرین و ...
16 اسفند 1393

♥ دوستت دارم یه عالمه ...

روز پسر مبارک امروز تو تقویم هخامنشی روز پسر نامیده شده روز پسر مبارک بابا یی های آینده سلطان غرورها تکیه گاهای محکم غیرتیهای خواستنی ته ریش دارا گل پسرا که دنیاشون پراز پیراهن وشلواره پراز کتونی و کالج وادکلن قربون صدقه هایی که از مادراشون میرن چشم غره هایی که به باباهه میزنن عاشقای مطلق مامانا ابهت دستهای مردونه سر گذشتناشون روی پای مادر عاشقای سیب زمینی سرخ کرده دوش گرفتن های 5 دقیقه ای قولهایی که میدن رد خور نداره پسرهایی که عاشق توپ وفوتبالن کلمه های رمزی که فقط خودشون معنیشو میدونن در آخر دنیای پسرا پر از عشقه که اینو فقط مامانایی که این ن...
9 اسفند 1393

این روزهای محمد طاها ...

سلام پسرم ، سلام همه زندگی من ، بازم اومدم تا از تو بگم که تمام هستی منی بزار همین اول بگم که دوستت دارم فراووووووووووووووون الان که دارم برات می نویسم تو مثل یه فرشته کوچولو خوابیدی و منم از این فرصت استفاده کردمو با چند روز تاخیر اومدم تا وبتو آپ کنم . پسر قشنگم باید بگم که خدا رو شکر تو این مدت همه چیز عادی و خوب بود ماهم به زندگیمون ادامه میدیم  و با بودن نازنین پسرمون زندگی هر روزش برامون بهشته ، اگه هم کم کاستی تو زندگی هست اونم با وجود تو برامون شیرین میشه. خدا روشکر مریض شدناتم خیلی کمتر شده البته اینو مدیون داروهایی هستیم که میخوری ، چند وقتی که دکترت که شما بهش میگی خانم دکتر مهربونه یه سری داروی تقوی...
3 اسفند 1393
1